آتش - آواز و آنگه روز نو...
آواز و آتش و زرتشت و بهار نو
او آرام ازپیله خود ساخته اش برون می جهد ، اما نه بدان سبب که درچندقدمی بهار ایستاده است.
او نیاز دارد از بیرونی ترین مدار زیستن ، به درونی ترین خطوط ذهن بنگرد.
راهی جز رهایی از پیله ، از دیوارهای سوررآلیستی همیشگی و تکرار شونده نیست.
مردمان آتش « ستیز با اهریمن تاریکی و جهل » برافروخته اند و شادمانه ،پاکی تبارش را گوشزد می کنند.
میان غریو شادی اما هنوز دخترک پالوده از غم نیست .
رنجهایش را به نتهای نقره ای گره می زند.
هزار جانش آواز فریادگونه ای سر می دهد.
بهار ناگهان از پس آتش اهورایی زرتشت و آوای ناب دخترک ایران زمین از نو زاده می شود.
سبز و ترانه ساز !آتش - آواز و آنگه روز نو...
آواز و آتش و زرتشت و بهار نو
او آرام ازپیله خود ساخته اش برون می جهد ، اما نه بدان سبب که درچندقدمی بهار ایستاده است.
او نیاز دارد از بیرونی ترین مدار زیستن ، به درونی ترین خطوط ذهن بنگرد.
راهی جز رهایی از پیله ، از دیوارهای سوررآلیستی همیشگی و تکرار شونده نیست.
مردمان آتش « ستیز با اهریمن تاریکی و جهل » برافروخته اند و شادمانه ،پاکی تبارش را گوشزد می کنند.
میان غریو شادی اما هنوز دخترک پالوده از غم نیست .
رنجهایش را به نتهای نقره ای گره می زند.
هزار جانش آواز فریادگونه ای سر می دهد.
بهار ناگهان از پس آتش اهورایی زرتشت و آوای ناب دخترک ایران زمین از نو زاده می شود.
سبز و ترانه ساز !http://asalrazavi.persianblog.ir/