سوشیانت

از کسانی شویم که زندگانی را تازه می سازند ومردم را به سوی راستی وپارسایی رهنمایی می کنند

سوشیانت

از کسانی شویم که زندگانی را تازه می سازند ومردم را به سوی راستی وپارسایی رهنمایی می کنند

پیشنهادی به رییس محترم انجمن زرنشنیان


پیشنهادی به رییس محترم انجمن

رئیس محترم انجمن راز دریا را بیاموز !!!

   دریا با آنکه عمیق است است اما امواجی که در سطحش هستند سرکوب نمی کند بلکه اجازه می دهد به ساحل برسند.

هر روزدر خبر ها شاهدیم:مجمع عمومی تشکیل می شود ناظرین بر انتخابات مشخص می شوند.هر کس خود را لایق می داند به عنوان کاندید انتخابات به ناظران معرفی می کند ،انتخابات با شور وشوق برگزار می شود و پدر بزرگ و مادر بزرگ ها با احترام بهمراه فرزندان و نوه ها برای رای دادن به محل انتخابات می آِیند و صحنه های قشنگ انسانی را در آنجا می بینیم. کسانی که شاید فقط برای رای دادن در جمع خودمان شاهد وجود آنها هستیم یا سالی یکبار در محل آنها را زیارت می کنیم و دوباره شکل و شمایل محل با وجود همه در کنار هم وبا مهربانی دوست داشتنی می شود.

انجمن موفق انجمنی است که واژه ما به جای من در آن ارزش بسیاری دارد .آنها قبل از به مرحله عمل در آوردن تصمیم مهمی ،آنرا به بحث می گذارند وبا کمیسیون فعال انجمن می تواننداین دریای جمعیت را در انجمن پذیرا شوند و برای فکرشان ارزش قائل شوند و در اینجا هیچکس به تنهایی موفق نیست باید به همراه دیگران کار کنند،درست است که روند رای گیری کند می شود اما در آخر همه تصمیمات خود را ارائه می کنند و صدای همه در تصمیم گیری منعکس است و به تصمیمات گروه احترام می گذارند وبه قول ژاپنی ها کار های ارباب رجوع در اولویت قرار می گیرد و مددکاری به معنای خاص کلمه به کمک اعضای انجمن شکل می گیرد توسط آنها از حرف به عمل می رسد ووبدون مشکل کار می کند وبازرس هم راهنمایی در کنار همه است.

انجمن مثل دریا پر تلاطم است،در سکون نمی ماند ،مثل مرداب هم نمی شود،از تندی حوادث باک ندارد ،مثل دریا پر از بی کرانگی است وهرآن رودخانه های معرفت به آن می ریزند وپر از فکر های نو جهت پیشرفت جامعه می شود.هیئت مدیره فقط مدیریت این جریان را به عهده دارد. البته این خواب یا رویا نیست وانجمنی هایی که در لوح ضمیرمان به خیلی از آنها درود می فرستیم از این نوع بوده اند.

ولی گاهی با انجمن هایی شبیه به رویا حقیر روبرو می شویم. بعد از نتایج انگار فاصله بین کسی که رای آورده وکسی که رای نیاورده ورای دهندگان عادی زیاد می شود،در صورتی که هدف از انتخاب شدن رفع مشگلات و کمبود های جماعت محل و محیط شادی را برای همه تدارک دیدن است و راهکار آن هم تشکیل کمیسیون های انجمن از اعضای انجمن علاقمند به همکاری می باشد که در اساسنامه پیش بینی شده است.

در چند جلسه اول کشاکشی است بین اعضای هیئت مدیره و انگار گوشت قربانی را می خواهند قسمت کنند،در حالی که اساسنامه تا حدودی وظایف را مشخص کرده است و رییس را همه کاره ولی گاهی هم به معاون یا دبیر اختیاری داده است و در مواردی حسابدار یا خزانه دار را مصدر کاری می داند.

من رییس، منیتی است که باعث پراکندگی هییت مدیره وپراکندگی جمعیت رای دهنده است است وتعدادی از اعضای هییت مدیره عطای انجمن را به لقایش می بخشند وشاید هم آمده اند حکومت کنند وحالا که نشده رای مردم را قبول نمی کنند وکاری به انجمن ندارند.

ولی مدیریت زمان است که به کمک رییس وهمراهان می آید وباقیمانده تلاش دارند در زمان کمی که دارند نتایج خوبی بگیرند وعمر را هدر ندهند ویاد می گیرند که باید مردم دار بود وبه دنبال کار جماعت تلاش کرد.

البته در آرامگاه هاروی قبر ها می خوانیم "سی سال رییس انجمن بود"وعابر پیری که از جلو آن رد می شود بعد از خدامرزی زمزمه می کند "سی ثانیه عمر ایشان مفید نبود."

این پیشنهاد نه حرف اول بوده ونه حرف آخر خواهد بود بییایید با هم نقد ها را غنی تر کنیم وراه درست را نشان دهیم تا مشگلات انجمن ها را از پیش پایشان شاید بر داریم وبتوانیم کسانی را به انجمن ها بفرستیم که توانایی مدیریت درست ،برنامه ریزی دقیق و وقت کافی داشته باشند ومردم داری آنها مشگلی برایشان نباشد وعضو شدن در هیئت مدیره انجمن ها ی مردمی را یک ارزش بدانیم واز آن دفاع کنیم.