سوشیانت

از کسانی شویم که زندگانی را تازه می سازند ومردم را به سوی راستی وپارسایی رهنمایی می کنند

سوشیانت

از کسانی شویم که زندگانی را تازه می سازند ومردم را به سوی راستی وپارسایی رهنمایی می کنند

شهر سازی از نظر اشو زرتشت

اشو زرتشت از خاندان سپنتمان و شاگردانش را می توان نخستین کسانی دانست که ایده شهرسازی و شهرنشینی را  در قالب علوم دینی و معرفتی به جهان عرضه نمودند . در گاتاها و دیگر بخش های اوستایی منسوب به اشو زرتشت سپی تامه ، نقطه نظرات بسیاری در رابطه با اسکان کوچ نشینان آمده است . اشو زرتشت پس از انتقاد از زندگی کوچ نشینی ، به تعریف آرمان شهر خویش می پردازد . آرمان شهر زرتشتی یا هوختشتره که اساس آن در حدود 4000 سال پیش تعریف شده دارای حاکمی است که پیروزمندانه بر اساس احکام صادره از سوی خدای یکتا اهورا مزدا ، حکمرانی می کند و میان افراد جامعه از لحاظ وضعیت مالی و جنسی اختلافی قائل نیست . در این شهر همچنین شهروندان پایبند به سه فریضه اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک از مردم غیر زرتشتی یاری می طلبند . در یکی از هات های اوستا در تعریف حکمران اینگونه آمده است :

یتا اهو وئیریو ، اتا رتوش اشات چیت هچا ونگهوش دزدا مننگهو شیه اثنانم انگهوش مزدایی هوخشترم چا اهورایی آ ییم دریگوبیو ددت واستارم .

یعنی :

چون اهو کامیاب ، همچنین زرتشت از دهش های مینوی و از کردارهای زندگی ، شهریاری از برای مزدا اهورا تا بدهد پشتیبانی درویشان را .

و در جای دیگر می خوانیم :

آ ائیریما ایشیو ، رفذرائی جنتو ، نرب یس چا ، نائیری یس چا زرتشتره .

یعنی :

ای مهمان گرامی ، برای یاری به سوی ما بشتاب . از برای یاری رساندن به زنان و مردان زرتشتی .

که در آغاز این هات می بینیم در آرمانشهر زرتشتی از غیر زرتشتیان یاری خواسته شده ، آنها را گرامی داشته و در پایان اختلاف میان زن و مرد را زدوده است .

همچنین در این آیین ، گاه پا را از شهر فراتر نهاده و به تعریف کشور آرمانی یا وهوخشترم پرداخته است .

گرچه آرمانشهر زرتشتی در گذر تاریخ و کشمکش های گوناگون به دست فراموشی سپرده شد ، ولی انسان در طول این 4000 سال پس از تعریف نخستین آرمانشهر جهان ، همواره در تلاش بوده تا برای خود شهری با همان امتیاز ها و گاه فراتر از آن را بسازد . تکرار فلسفه آرمانشهر در ادیان پس از زرتشت و فلسفه های گوناگون غیر دینی تلاش انسان ها را در این زمینه یاد آور می شود . ارسطو و افلاطون و بسیاری از فیلسوفان و دانشمندان نامی دیگر به تعریف شهر و آرمانشهر پرداخته اند و هرکدام از دیدگاه خود سعی کرده اند این موضوع را شرح و بسط دهند . همچنین در پایان سلسله مراتب دینی جهان تکرار همان آرمانشهر زرتشتی را در اسلام با نام مدینه فاضله می توان یافت . ساخته شدن شهرهای گوناگون با خدمات و عناصری که ترکیب آنها تلاشی در بهبود کیفیت و کمیت زندگی اجتماعی انسانها در شهرها بوده ، نشانی از تداوم گرایش مردم جهان به سوی شهر آرمانیشان بوده است . شهرهایی چون بم ، همدان ، نیشاپور ، شوشتر ، ری ، سیراف ، اصفهان ، شیراز و یزد در ایران و شهرهایی چون رم و آتن در اروپا و یا شهری بر فراز قله اینکا در آمریکا گواه بر ادامه این گرایش است .

نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد