اشو زرتشت، پدر معنوی ایرانیان:
اشو زرتشت اسپنتمان : انسان «
اختیار » دارد تا با اندیشه روشن و با تجزیه و تحلیل درونی و با آزادی کامل
، به دور از هر گونه اجبار ، القاء ، عادت ، تقلید و سنت ، بهترین راه را
در زندگی برگزیند .
نگاهی گذرا به زندگی اشو زرتشت :
زرتشت
، 3776 سال پیش ( 1768 سال پیش از میلاد ) در ششمین روز از فروردین ماه و
در دوران پادشاهی لهراسب کیانی در خاک پاک سرزمین پهناور ایران دیده به
گیتی گشود.
او از 15 سالگی به درستی باور های مردم و پرستش خدایان
گوناگون تردید کرد و در 20 سالگی به آغوش طبیعت رفت و با یاری اندیشه نیک ،
گام در راه شناخت پروردگار یگانه نهاد . او در 30 سالگی بر آن شد تا راهی
را که بر گزیده بود، به مردمان بنمایاند . در آغاز و در 12 سال نخست گسترش
آیینش با دشمنی و مخالفت خرافه پرستان ، کز اندیشان و امیران محلی رو به رو
شد و سرانجام در 42 سالگی به همراه پیروانش مجبور به مهاجرت به بلخ شد .
در آن جا پیام خود را به آگاهی گشتاسپ پادشاه کیانی رساند و پس از آن که
مورد پشتیبانی او قرار گرفت به تدریج توانست پذیرندگان آیینش را افزایش دهد
. زرتشت در 77 سالگی از روی آزادگی ، ایرانیان را از دادن باژ به بیگانگان
منع نمود . از این روی دشمنی و کینه تورانیان با ایرانیان و شخص زرتشت
گسترش یافت و در دومین یورش تورانی ها به بلخ در حالی که زرتشت در نیایشگاه
مشغول نیایش بود به فرمان ارجاسب تورانی ، مزدوری به نام « توربراتور »
خنجر کین خویش را بر پشت او فرود آورد و به این ترتیب زندگانی پر بار پیام
آور آزادی و خرد به پایان رسید .
با این همه مشعل فروزانی که
او افروخت تا این زمان همچنان پر فروز ، روشنگر راه پویندگان و جویندگان
راستی است . آیین های یادبود جان سپاری زرتشت همه ساله در 5 دی ماه در
ایران و سراسر جهان برگزار می شود و بر پایه دیدگاه جدید پژوهشگران ، مزار
شریف زرتشت در افغانستان امروزی و در نزدیکی بلخ ، در « مزار شریف » می
باشد و زائران فراوان دارد.
آیین جهانی اشو زرتشت :
زرتشت
، خود انگیزه اش را برای یپام آوری ، نتیجه واکنشی طبیعی و منطقی در برابر
آشفتگی ها و نا هنجاری های شدید جامعه می داند . آیینی که او بنیان نهاد ،
پاسخی به نیاز ها و مشکلات مردم و درمانی بر دردهای کهنه آن ها بود .
آیینی که زرتشت پرچم آن را در جهان بر افراشت پس از گذشت سده ها به همان
تازگی روز نخست ، امروز نیز به بهترین شیوه و با رسایی تمام نه تنها شاهراه
سرافرازی را در پیش پای هم میهنان ایرانی خود می گشاید بلکه با بینشی
گسترده و اندیشه ای جهانی ، سربلندی و خوشبختی همه جهانیان را خواستار است و
دست مهر و دوستی خویش را به سوی همه مردمان گیتی دراز می کند و خواهان است
در راهی که پیش روی آن ها گشوده است ، همراه و همیارش باشند .
ایرانیان
نیز با هر دین و آیینی ، زرتشت را به عنوان یک ایرانی اندیشمند و پیشرو و
یک خردورز راهنما با تمام وجود دوست می دارند و آیینش را ارج می نهند.
رابطه خداوند و انسان در آیین اشو زرتشت :
در
آیین زرتشت ، خداوند یگانه هستی بخش انسان را به ویژه اگر پیرو راستی باشد
« دوست » خود می داند . از این دیدگاه نه تنها اهورای مهربان ، جبار و
مکار نیست و انسان را بنده ، عبد و عبید خود نمی داند و رابطه بندگی و
بردگی بین خود و او برقرار نمی کند بلکه انسان را دوست ، یار و همکار خود
دانسته و دوستان خوب خود را از داده های اهورایی چون نیک اندیشی ، توانگری ،
رسایی و پایندگی بهره مند خواهد ساخت . بر این پایه انسان خوب ، بنده نیست
بلکه دوست خوب خداست .در این مورد در گات ها ، یسنا، هات 31 ، بند 21 می
خوانیم :
« خداوند جان و خرد از رسایی ، جاودانگی ، راستی ،
توانایی و نیک اندیشی خود به کسی خواهد بخشید که در اندیشه و کردار ، دوست
او باشد . »
از دیدگاه زرتشت ، با چشم دل خداوند را در
همه جا می توان دید .از این روی برای پرستش آفریدگار یکتا ، سوی یا جهتی
خاص متصور نیست . از این دیدگاه سوی پرستش ( قبله ) روشنایی و پاکی است و
فروغ هستی بخش یگانه در هر کجا که نور و روشنایی و پاکی باشد ، دل های پاک و
نورانی را به سوی خود فرا می خواند .
جهان بینی اشو زرتشت :
نگرش
زرتشت به جهان هستی نگرشی بر بنیان خرد است و بر این پایه می توان جهان
بینی او را « جهان بینی خرد گرا » یا « جهان بینی علمی » نامید . بر این
بنیان حتا « دین » نیز عین « دانش » است و این گونه تعریف می شود :
«
دین یا دئنا یعنی تجزیه و تحلیل درونی پدیده های هستی بر پایه خرد و با
آزادی کامل و بر این بنیان انسانی دین دار است که می بیند ، می اندیشد ،
پرسش می کند ، تجزیه و تحلیل می کند و سر انجام به کمک اندیشه نیک و در
راستای اشا ، آزادانه راه خود را بر می گزیند .»
زرتشت آن گونه که
خود نیز در گات ها بیان می کند خداوند جان و خرد را نیز با یاری نیروی خرد و
اندیشه شناخته است .در این مورد برای نمونه در گات ها ، یسنا ، هات 31 ،
بند 8 ، می خوانیم :
« ای مزدا ، هنگامی که با یاری اندیشه خویش ،
تو را سر آغاز و سرانجام هستی و سرچشمه منش نیک شناختم و آن گاه که تو را
با چشم دل دیدم ، دریافتم که تویی آفریدگار راستین اشا و داور کردارهای
جهانیان »
در برابر این تعریف ، تعریف دیگری از دین نیز در بین ملل و مذاهب دیگر پذیرفته شده است که بنیان آن بر وحی استوار است :
«
دین مجموعه ای از دستورات و فرائض است که از سوی خدا به پیامبر وحی می شود
و پیامبر به اذن خدا این دستورات و فرائض را برای سعادت و رستگاری بشر به
او ابلاغ می کند . »
قانون اشا :
زرتشت با یاری
خرد خود و تجزیه و تحلیل پدیده های هستی به وجود « خداوندگار جان و خرد »
یا « هستی بخش دانا » یا « اهورا مزدا » پی می برد .
از دیدگاه
زرتشت ، « خداوند جان و خرد » جهان را بر بنیان قانون تغییر ناپذیری آفریده
که بر همه چیز و همه جای جهان هستی حکم فرماست . او این نظام دقیق و ثابت
حاکم بر جهان هستی را « اشا » می نامد .
حاکمیت قانون جهان شمول اشا
بر جهان هستی از خواست و اراده آفریدگار بزرگ است. « اشا » در ذات
آفریدگار « نظم مطلق » و « توانایی نظم دادن » است که به صورت نظم و قانون
حاکم بر هستی تجلی کرده است .
این فروزه در انسان هم به صورت «
توانایی نظم دادن » به زندگی ، محیط اطراف و پدیده های طبیعی پدیدار شده
است . از این رو بر انسان نیز شایسته است تا پیوسته این توانایی را در خود
پرورش دهد تا با « اشا » هماهنگ گردد و « راستی » را در خود بپروراند .
قانون
« اشا » را « نظام هماهنگ کننده جهان هستی » نیز می نامند و هیچ پدیده ای
از اتم تا کهکشان در گیتی نیست که بر پایه این نظام هماهنگ استوار نباشد.
قانون اشا در حفظ سلامتی و تعادل جسمی و روانی انسان نیز حاکم است و از این
دیدگاه تندرستی چیزی جز هماهنگی و سازگاری تن و روان با « قانون زندگی بخش
اشا » نمی باشد .
آزادی و مسؤولیت انسان :
از
دیدگاه زرتشت و در راستای قانون « اشا » ، انسان « اختیار » دارد تا با
اندیشه روشن و با تجزیه و تحلیل درونی و با آزادی کامل ، به دور از هر گونه
اجبار ، القاء ، عادت ، تقلید و سنت ، بهترین راه را در زندگی برگزیند
.چنان که گفته شد از این دیدگاه اساساً دین به معنی تجزیه و تحلیل درونی
پدیده ها بر پایه بر پایه خرد و با آزادی کامل است و انسانی دین دار است که
می بیند ، می اندیشد ، تجزیه و تحلیل می کند و سرانجام به کمک اندیشه نیک
آزادانه راه خود را بر می گزیند. بدیهی است که به واسطه همین آزادی در
گزینش ، افراد نسبت به شیوه ای که بر می گزینند در هر دو جهان مادی و مینوی
مسئول هستند و سرانجام بر اساس اصل « کنش و واکنش » نتیجه گزینش خود را با
دقت و ظرافت تمام دریافت می کنند .
آرمان و ارزش چنین دیدگاهی آن
جا ست که انسان های دارای اختیار بر بنیان حس « مسئولیت » شناسی ، در برابر
جهان هستی افرادی « مسئول » هستند. اما در جهان بینی مبتنی بر وحی ، انسان
ها پیش از آن که مسئول باشند ، « مکلف » هستند و « موظف » هستند تا احکام
لایتغیر و فرائض از پیش طراحی شده را به جای آورند .
بر این بنیان ،
زرتشت اندیشه ها و دریافت های « خود » را به صورت « سرود » هایی کاملا
زمینی برای همگان بازگو نمود و هیچ کتاب یا بهتر بگوییم دستورات و احکام
دگرگون ناپذیر به صورت متن مکتوب از خود به جای نگذاشت و در هیچ کجای این
سرود ها یا « گات ها » سخن از باید ها و نباید ها نیست .به عبارت دیگر
زرتشت واسطه سخن مرجعی بالاتر یا آسمانی نیست . او تنها یافته های خود را
برای همگان بازگو می کند و در یسنا ، هات30 ، بند 2 ، یاد آور می شود :
«
ای مردم گفتار نیک را بشنوید و با اندیشه روشن در آن بنگرید و میان نیک و
بد خود داوری کنید ، زیرا پیش از آن که زمان از دست رود ، هر زن و مرد باید
آزادانه راه راه خود را بر گزینید . باشد که به یاری خرد اهورایی در گزینش
راه نیک کامران شوید. »
گات ها ، سرودهای زرتشت است و کتاب آسمانی
آیین بهی نیست و پارسیان نیز اهل کتاب نیستند.چون بنیان پیام زرتشت بر «
خرد » استوار است ، اساسا برای اثبات حقانیت خود و آگاه کردن مردم به هیچ
معجزه ای نیاز نداشت و این بزرگ ترین معجزه زرتشت است .
زرتشت پیام
زمینی خود را برای انسان های زمینی با شیوایی در سروده هایی جاودانه اش به
یادگار گذاشته است . گات ها اندیشه پرور و خردگراست و با پنداره های ناروا
در ستیز است .گات ها بهترین و بی واسطه ترین مرجع شناخت زرتشت و اندیشه های
اوست.
پیام گات ها بر سه بنیاد ساده ولی کامل « اندیشه نیک » ، «
گفتار نیک » و « کردار نیک » خلاصه می شود. گات ها ، زمینی ، کلی ، منطقی ،
عملی ، انسانی ، جهانی و ابدی است .
از دیدگاه زرتشت ، خداوند
کینه توز ، انتقام جو ، خشمناک ، مجازات گر ، قهار ، ویران گر ، جبار و
عذاب دهنده آدمی نیست بلکه خوبی و داد مطلق است و بدی در آستان او راه
ندارد . اهورا مزدا برای همه خوشبختی می خواهد و از این روی « راه درست
زیستن » را برای هر آن کس که نیک بیاندیشد ، باز می گذارد .
آنان که
کژروی می کنند و « هنجار هستی » را نادیده می گیرند ، بر بنیان اصل
متافیزیکی و فیزیکی « کنش و واکنش » یا « علت و معلول » نتیجه کارکرد خود
را دریافت می دارند و این مجازاتی از پیش طراحی شده و از جانب آفریدگار
نیست . این تنها بازتاب کنش خود آن هاست که به سویشان واکنش شده است .
از
این دیدگاه این آفریدگار نیست که جایگاهی به نام دوزخ برای شکنجه انسان
پدید آورده باشد بلکه این خود انسان است که به واسطه عمل کرد خود ، در حوزه
اندیشه خود را دوزخی یا بهشتی می پندارد .
بر این پایه ، بهشت یا «
بهترین هستی » بازتاب اندیشه ، گفتار کردار نیک انسان و دوزخ یا « بدترین
هستی » بازتاب اندیشه ، گفتار و کردار بد انسان است که هم زمان در هر دو
جهان مادی و معنوی ( اصطلاحا این جهان و آن جهان ) به سوی بعد مادی ( تن ) و
بعد معنوی یا مینوی ( روان ) انسان باز خواهد گشت .
پویایی و پیشرفت در آیین اشو زرتشت :
در
آیین زرتشت و در راستای قانون اشا ، نه تنها واپس گرایی به هیچ وجه روا
نیست بلکه ایستایی و سکون نیز ناپسند شمرده می شود . اندیشه و خرد انسان ،
تن و روان انسان ، جامعه انسانی ، محیط زندگی وبه طور کلی اخلاق ، فرهنگ و
تمدن بشری باید با یک حرکت پویا به سوی بهتر شدن ، نو شدن و توسعه تغییر
کند . زرتشت با صدای بلند پیروانش را فرا می خواند تا جهان را نو و زندگانی
را تازه نمایند. دراین مورد در گات ها ( سرودهای زرتشت ) ، یسنا ، هات 31،
بند 9 می خوانیم :
« ای خداوند خرد ، بشود ما نیز چون یاران راستین تو در شمار کسانی باشیم که جهان را نو و زندگانی را تازه گردانند .... »
توسعه اندیشه :
در
آیین زرتشت و در راستای قانون اشا ، انسان برای برداشتن گام هایی هرچند
کوچک در راه رسیدن به زندگی بهتر باید مراحل توسعه را بدون کم و کاستی طی
کند و در آغاز باید از « توسعه اندبشه » آغاز نماید. آن گاه فروزه هایی
همچون « پاکی و راستی » ، « توانایی سازنده » و « مهرورزی » را در و جود
خود بپروراند تا « رسایی » و « پایندگی » نیز هم راستا با رشد هماهنگ فروزه
هایا صفات یاد شده در نهادش فزونی یابد و او را به تدریج به معیار های یک
انسان کامل و توسعه یافته نزدیک گرداند و بی شک این انسان های توسعه یافته
هستند که می توانند به توسعه پایدار فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی
دست یابند و زندگی بهتر و جامعه ای مطلوب تر را بنیان نهند .
کار و کوشش و سازندگی :
از
دیدگاه زرتشت یکی از موثرترین عوامل آبادانی جهان و پیشرفت زندگی که در
سایه توسعه اندیشه به دست می آید و در نهایت به خوشبختی و شادکامی بشر منجر
خواهد شد ، کار و کوشش پیگیر و خستگی نا پذیر انسان است . او همگان را فرا
می خواند که در راستای قانون اشا و با یاری اندیشه نیک ، در حد توان خود
برای پیشرفت بشریت تلاش کنند. در این مورد در گات ها ، یسنا ، هات 34 ، بند
14 ، می خوانیم :
« پاداشی گران بها از آن کسی است که در زندگی به کار و کوشش پردازد و در راه آبادانی و پیشرفت جهان بکوشد ... »
جهانی سرشار از صلح و دوستی :
زرتشت
ضمن محترم شمردن « حق دفاع » برای همه انسان ها ، جنگ و دشمنی و خونریزی و
تهاجم راچه در جهت کشور گشایی و جه به اسم گسترش دین ، نادرست و مردود می
شمارد . زرتشت به جهانی سرشار از صلح و دوستی و آسایش می اندیشید و آرزو
داشت که همه انسان ها با پایبندی به راستی و درستی ، مهربانی و یگانگی و
تفاهم را در میان خود گسترش دهند و « صلح و دوستی جهانی » تحقق یابد. در
این مورد در گات ها ، یسنا، هات 29 ، بند 3 می فرماید :
« آن
آموزگار نجات دهنده بشر باید بتواند – بر پایه قانون اشا – با مهربانی ،
همبستگی و دوستی جهانی را پدید آورد . او نباید دینداران را در برابر
گمراهان به جنگ و ستیز وا دارد ... »
احترام به حقوق بشر و حقوق برابر انسان ها :
از
دیدگاه زرتشت همه انسان ها از هر نژاد ، ملیت ، قوم و با هر زبان ، رنگ
پوست ، دین ، مرام و عقیده از حقوقی برابر برخوردارند . برتری طلبی دینی ،
قومی ، نژادی ، زبانی و عقیدتی در این آیین جایی ندارد . زرتشت تنها عامل
برتری دهنده انسان ها را ، راست و درست بودن ، پایبندی به قانون اشا و
اندیشه نیک ، گفتار نیک و کردار نیک می داند.
حق آزادی اندیشه :
از
دیدگاه زرتشت ، خداوند جان و خرد همه انسان ها را اعم از زن و مرد آزاد
آفریده است و آن ها را از نعمت آزادی و خرد برخوردار ساخته تا با بهره گیری
از اندیشه خویش دیدگاه های گوناگون را ارزیابی نموده و با آزادی و اختیار
کامل بهترین راه را در زندگی برگزیده و در آن مسیر گام بردارند .
حق آزادی بیان :
از
دیدگاه زرتشت ، از آن جا که همه انسان ها از حق آزادی در اندیشیدن
برخوردارند همچنین حق دارند که ضمن احترام به عقاید و اندیشه های دیگران ،
اندیشه های خویش را آزادانه مطرح ساخته و زمینه تبادل نظر آزاد را در سطح
جامعه فراهم آورند.
حق آزادی در گزینش دین و راه و روش زندگی :
از
دیدگاه زرتشت و در راستای قانون اشا ، همه انسان ها از حق آزادی در انتخاب
دین و آیین مورد علاقه خویش برخوردارند . هیچ کس را نمی توان از پذیرش دین
یا آیینی منع و یا به پذیرش دین و آیینی مجبور نمود.
حق تعیین سرنوشت :
از
دیدگاه زرتشت ، انسان ها موجوداتی نیستند که چون بازیچه ای سرنوشتشان از
پیش بایشان مقدر شده باشد . از دیدگاه زرتشت این اراده انسان هاست که بر
سرنوشتشان فرمان می راند و هرگز نمی توان حق تعیین سرنوشت افراد را از آن
ها سلب نمود .
حقوق برابر زن و مرد :
از دیدگاه
زرتشت زن و مرد در همه مراحل زندگی از حقوقی برابر برخوردارند . زنان نیز
چون مردان در کنار حق انتخاب شدن از حق انتخاب کردن برخوردارند . در طول
زندگی مشترک نیز زن و مرد از کلیه حقوق و منافع مادی و معنوی به طور مساوی
برخوردار خواهند بود . در اندیشه زرتشت ، مرد سالاری یا زن سالاری جایگاهی
ندارد ، بلکه انسانیت محور و انسان سالاری حاکم است.
شادکامی و خوشبختی از دیدگاه زرتشت :
آیین
زرتشت را آیین شادی نیز می نامند چون پیروان این آیین شادمان بودن و خوش
زیستن را پیشه خود ساخته و از اندوه و افسردگی و سوگواری می پرهیزند .
از دیدگاه زرتشت جشن و سرور و شادمانی یکی از راه های نیایش و ستایش
خداوند و نزدیکی به اوست . زرتشت یاران خود را شادمان و خشنود می خواهد
زیرا به درستی آگاه است که در پرتو خشنودی و شادمانی ، تن و روان انسان
نیرومند شده و شوق به کار و کوشش درآن فزونی می یابد .
از دیدگاه
زرتشت ، شادمانی و خشنودی واقعی تنها با کوشش و تلاش و از راه راستی به دست
می اید و هرگز انسانی که از راه نا شایست خود را خوشبخت می پندارد به
خوشبختی و شادمانی واقعی دست نیافته است . زرتشت در این مورد در گات ها ،
یسنا ، هات 43 ، بند یکم ، می فرماید :
« ...خوشبختی از آن کسی است که خواهان خوشبختی دیگران است ... »
زرتشت
، یارانی شادمان خشنود ، خندان و خوشرو را دوست داشت وخود نیز پیوسته این
گونه بود. زرتشت پیروانش را به داشتن اندیشه های نیک و مثبت فرا می خواند و
خواهان این بود که پیروانش این اندیشه ها را در درون خود بارور سازند تا
به شادمانی درونی ، آینده ای مطلوب و سرنوشتی مثبت دست یابند.
آرامش
و شادمانی درونی پیروان زرتشت در طول سال به صورت برگزاری جشن های با شکوه
و نشاط انگیزی مانند جشن های یزرگ نوروز ، مهرگان ، سده و جشن های ماهیانه
و فصلی بسیار دیگر در سطح جامعه بروز خارجی می یابد .
پاسداشت زیست بوم :
از
دیدگاه زرتشت و در راستای قانون اشا ، انسان در برابر جهان هستی مسئول است
و باید از تخریب منابع مادی و معنوی جهان هستی بپرهیزد . یکی از نمود های «
اندیشه نیک » که در این آیین بر آن بسیار تاکید می شود پاسداشت زیست بوم
یا حفظ محیط زیست است .
زرتشت همه پیروانش را فرا می خواند که
آگاهانه و بر بنیان خرد و مسئولیت شناسی همه منابع تشکیل دهنده طبیعت به
ویژه آب و خاک و هوا و منابع انرژی را پاس دارند .
هیچ کس حق ندارد
به شیوه های گوناگون هوا را بیالاید و یا با استفاده نادرست و نابجا از
منابع انرژی به محیط زیست و منابع انسانی و طبیعی آسیب وارد نماید.
حفظ حقوق جانوران و گیاهان :
از
دیگر نمود های « اندیشه نیک » از دیدگاه زرتشت ، حفظ همه گونه های جانوری و
گیاهی و زیستگاه آن هاست . همان گونه که قربانی کردن بی جهت حیوانات نا
شایست است ، سایر جانداران نیز در حد ممکن و تا جایی که حضور آن ها برای
طبیعت و محیط زندگی انسان و سایر زیستمندان تهدیدی محسوب نشود ، از کلیه
حقوق طبیعی خویش برخوردار خواهند بود . زرتشت به زمینی سراسر سبز می
اندیشید و یارانش را نیز فرا می خواند که به همه پدیده های هستی به دیده
احترام بنگرند.
-------------
منابعی برای مطالعه بیشتر :
1 - اوستا ( کهن ترین سرودهای ایرانیان ) ، گزارش و پژوهش دکتر جلیل دوستخواه ، انتشارات مروارید ، تهران ، 1375
2- گات ها ( سرودهای زرتشت ) ، ترجمه و تفسیر موبد فیروز آذرگشسب ، انتشارات فروهر ، تهران ، 1351
3- برگردان گات ها ، موبد رستم شهزادی ، انتشارات فردوس ، تهران ، 1377
4 - دیدی نو از دینی کهن ( فلسفه زرتشت ) ، دکتر فرهنگ مهر ، انتشارات جامی ، تهران ،
1375
۵ - بینش زرتشت ، خداداد خنجری ، انتشارات تهران ، تهران ، 1375
6 – بدانیم و سربلند باشیم ( فشرده ای از آموزش های دین زرتشت ) ، دکتر منوچهر منوچهر پور ، انتشارات فروهر ، تهران ، 1377
به کوشش شاهین سپنتا
تمام لذت عمرم در این است
فقط حیدر امیر المومنین است
پیشنهاد می کنم مسلمان بشی