سوشیانت

از کسانی شویم که زندگانی را تازه می سازند ومردم را به سوی راستی وپارسایی رهنمایی می کنند

سوشیانت

از کسانی شویم که زندگانی را تازه می سازند ومردم را به سوی راستی وپارسایی رهنمایی می کنند

اورامان؛ خاستگاه آیین زرتشت است

خبار: اورامان؛ خاستگاه آیین زرتشت است
در تاریخ سه شنبه، ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ توسط مشاور




اورامان؛ خاستگاه آیین زرتشت است روستای اورامان تخت؛ موزه زنده‌ای است که هنوز هم حیات اجتماعی و اقتصادی گذشته را همراه زندگی سنتی و بومی در ارتباط با بستر طبیعی پیرامونی دارد و بسیاری از تجربیات زندگی دیرین بصورت کم‌رنگ‌تر از گذشته و کاملا واضح به چشم می‌خورد.
روستای اوران تخت کردستان
 
خبرگزاری میراث فرهنگی_ گردشگری_ مصطفی طاهری، کارشناس مردم شناسی_  روستای بزرگ و تاریخی اورامان تخت از توابع شهرستان سروآباد در استان کردستان میان سلسله کوه‌های تخت و شاهو و کوسالان قرار گرفته‌است که از جنوب به شهرستان پاوه از شمال به شهر مریوان از غرب به سلسله کوه‌های تخت و از شرق به شهر سروآباد منتهی می‌شود این روستا با 640 خانوار و 3000 هزار نفر جمعیت در فاصله 46 درجه و 14 دقیقه تا 46 درجه و 28 دقیقه طول جغرافیایی و 35 درجه و 16 دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد.
این روستای زیبا و کم‌نظیر در دره‌ای با صفا و سرسبز با چشمه‌ها و باغ‌های زیبا قرار گرفته‌است. دره اورامان در امتداد سلسله جبال تخت بین کوه تخت و قلعه معروف اورامان که نظاره‌گر خانه‌های پلکانی سنگی با پنجره‌های آبی رنگ ساخته شده، واقع است.
اما نگاهی گذرا به غارهای اطراف و نقوش‌های متعدد روی صخره‌ها و تخته سنگ‌ها، فرهنگ عامه، آیین‌های سنتی، صنعت‌های دستی، ادبیات عرفانی درمی‌یابیم که ساکنان این روستا بازماندگان اجدادی هستند که غارنشینی، کوه‌نشینی و دوره شکار و گردآوری و روستانشینی را تجربه کرده‌اند.
آری خودکفایی در پوشاک، ابزار، طب سنتی، خوراک، آداب و رسوم و جنبه‌های دیگر زندگی گواهی دیگر بر این مدعا است. چراکه همیشه اصالت و قدمت به مردم و قومی است که کورکورانه تقلید نکرده باشند، بلکه هرآنچه در خانه در کوزه و بر سر سفره و هرآنچه که بر تن داشته باشند، حاصل توانایی کوشش، ذوق و سلیقه و مهارت افراد آن قوم یا جامعه باشد.
اورامیها با دانش بومی خود در بستر زمان از تمامی عناصر طبیعی منطقه سودجسته و از این طریق ضامن بقای خویش در برابر ناملایمات زمانه خود بوده‌اند. استفاده از غار به‌عنوان پناهگاه در مقابل حیوانات وحشی و درنده، استفاده از گیاهان وحشی برای غذا و درمان بیماری‌های مختلف، استفاده از چوب درختان سخت، جهت ابزارسازی و صنایع‌دستی، استفاده از شکار جهت تغذیه و لباس و ظرف آب و غیره. همه و همه کانال همواری است که انسان امروزی را به گذشته‌های بسیار دور رهنمون می‌سازد.
گذشته نزدیک‌تر را در اورامان با آیین‌های سنتی به نظاره می‌نشینیم. روستایی که موبدان زرتشتی آتشکده‌های ارومیه برای حل مشکلات اجتماعی سیاسی و دینی خود دست به دامان مردان اندیشمندان نشسته‌اند. آری اورامان خاستگاه آیین زرتشت بزرگترین دین جهان است. سرزمین بزرگترین آیین‌های باستانی دنیا ازجمله مراسم هرساله پیرشالیار که برگ زرین دیگر بر این مدعا است. سرزمین مهر پرستی سرزمینی که دخترک اورامی برای درمان میخچه پایش با زمزمه اشعاری کهن از خورشید طلب استمداد می کند(مانگ له تازه مانگ له تازه بیه مانگ له کونی چیش په نه که ردا).
شواهد نشان می‌دهد که ساکنان روستا فراوانی در نعمت را تجربه نکرده‌اند و همین هم رمز موفقیت و اصالت و دانش این مردمان بوده است. کمبود آب، زمین، راههای ارتباطی، صعب‌العبور بودن منطقه، باعث شده که ساکنان آرام ننشینند و از تفکر و قدرت خویش برای ادامه زندگی بهره جویند. کمبود آب و زمین است که ساکنان روستا را به روش‌های منحصربفرد استفاده از این دو رهنمون شده است و صعب العبور بودن و عدم ارتباط بوده که اورامی‌ها را به مرز خودکفایی رسانده است و این خود به تنهای برای اثبات اصالت و نجابت کافی است.
اهالی روستا آب و زمین را مقدس می‌دانند و از این جهت کمر همت بربسته‌اند تا قطره‌ای آب هدر نرود و اندک زمینی بایر نماند. سخت‌کوشی‌شان در باغات تراس‌بندی شده روی شیب‌های تند و چشمه‌های جوشانی که از دل کوه‌های سخت خروشانند، نمایان است.
روستای اورامان تخت موزه زنده‌ای است که هنوز هم حیات اجتماعی و اقتصادی گذشته به همراه زندگی سنتی و بومی در ارتباط با بستر طبیعی پیرامون دارد و بسیاری از تجربیات زندگی دیرین بصورت کم‌رنگ‌تر از گذشته و کاملا واضح به‌چشم می‌خورد. تعامل انسان و طبیعت در این ارتباط کاملا به همان شیوه کهن حفظ شده است.
مردم این سرزمین به طبع کوهستان بلند و اهورایی که خلوتگاه دنج زمزمه‌های سبحانی است در مکتب‌های تصوف و عرفان رازها آموخته‌اند و هنوز هم در عصر ماشین و غوغای مادیات در گوشه‌های خلوت این دیار هستند اهل دلی که خالصانه رو به درگاه حق نوا سرمی‌دهند در این دیار تنها تصوف و عرفان نیست که که از دل نوا سردهند بلکه بوده‌اند ادیبانی که بر تارک قله‌ها با نور و روشنایی دمساز گشته‌اند و اکنون بر زبان و چشم نمی‌آیند شاعری چون محمدسلیمان مشهور به صیدی اورامی که بر دوزبان دیگر(فارسی و عربی) تسلط کامل داشته  و با این دو زبان نیز شعر سروده است.
تنها صبر و استقامت، سخت‌کوشی، عرفان، تصوف و شعر و موسیقی نیست که مردم این دیار را منور می سازد، بلکه دلی دارند، چو دریا. اورامی‌ها مردمی خونگرم، مهربان و نوع‌دوست هستند. همیاری و همکاری در میان آنان مثال‌زدنی است در مشکلات و مسایل زندگی در ازدواج و در زمان شادی غم و اندوه یار و یاور همدیگر بوده و هستند. شادی همسایه و هم روستایی را شادی خود و غم آنان را غم خود می‌پندارد و این راز است که در عروسی‌ها نیاز به دعوت و کارت‌پستال نیست و در سوگواری‌ها همه اندوه به دل زانوی غم به دست می‌گیرند. مردمی خونگرم، مهمان‌نواز، خوش برخورد که با سلامی به دلشان راه می‌یابی و با علیکی به درون خانه‌شان. در اعتقادشان چون کوه صبورند و مقاوم اما برای پیشرفت در زندگی چون موم نرم.
اورامی‌ها اکنون خوش نشینند و خوش خوراک و شیک‌پوش و اگر از در و نمای خشکه‌چین بیرون خانه‌شان بگذری در درون با مبلمان و دکوراسیون شهری مواجه می‌شوی و روی فرش خانه سفره‌ای رنگین.
بگذریم از اصالت و دانش و غیره‌اش و به میان طبیعت افسونگرش آنجا که صدای دلنشین اهورایی سیاچمانه تمام دلها را به سفری بی‌انتها فرامی‌خواند... و آنجا بازخوانی خاطرات خوشایند و ناخوایند زندگی پرفراز و نشیبی که لحظه لحظه آن با کوه‌های سر به فلک کشیده و طبیعت زیبای این دیار عجین شده است.
در میان درهای دلتنگش آنجا که صدای زنگ گله آدمی را خیره می‌کند راستی این چه وادی است که اینگونه چون فریبا دلربا است اگر به میان کوههای سر به فلک کشیده‌اش پابگذاری تنها آوای کبکان خوش خرام نیست که دل را می‌فریبد، بلکه گیاهان خوشبوی وحشی‌اش که نسیم دره‌هایش آنان را وزان کرده است با زبان بی‌زبانی آدمیان را به‌سوی خویش فرامی‌خوانند.
اورامان را باید دید نه در فیلم و تصاویر بلکه باید توشه سفر بربست و بال سفر گشایی.

http://tourism.chn.ir/manage/photo/30290-112236.JPG

نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد