ابوریحان محمد بن احمد بیرونی ابو ریحان بیرونی در در چهارم ذیحجه 362 هجری قمری درخوارزم ،منطقه ای که در مجاورت دریا ی آرال قرار دارد و امروزه همه آن را به نام کارا کلپاکسکایا می شناسند ، به دنیا آمد . کاث و جورجانیه دو شهر بزرگ این منطقه به شمار می رفتند . بیرونی در نزدیکی کاث به دنیا آمد و نام شهری که در آن متولد شد را به افتخار او ، بیرونی نام نهادند .او در هر دو شهر کاث و جورجانیه زندگی کرد و پرورش یافت . ابوریحان بیرونی صاحب متجاوز از 113 کتاب و مقاله است که در زمینههای علم هیئت، نجوم ، گاه شماری ،اخترشناسی ، ریاضی ،جغرافیا، زمینشناسی، مردمشناسی، فیزیک ، دستگاههای علمی ،ادبیات ، مذهب و دانش روز سرآمد روزگار خود بود. او از نخستین دانشمندانی است که در نوشتههای خود به پیشینهی تاریخی یک موضوع علمی پرداخته است. اندازهگیری چگالی 18 فلز و سنگ گرانبها، اندازهگیری قطر و محیط زمین، شیوهای نو برای طراحی نقشههای جغرافیایی، اندازهگیری فاصله بین شهرها، پژوهش در باورها و تاریخ مردم هندوستان و تهیه فهرست کتابهای زکریای رازی، از کارهای ماندگار اوست.
بیرونی نخستین دانشمندی است که در همه نوشتهها ی خود به پیشینه تاریخی و مقایسه نظرهای دانشمندان پیش از خود در هر موضوع مورد نظر می پردازد. گاه نیز کتابهایی را فقط به خاطر تاریخ علم نگاشته است. برای نمونه، در الاثار الباقیه که در گاهشماری و شناخت زمان است، به معرفی گاهشمارهای ملتهای گوناگون، هندی، عربی، یونانی، یهودی و ایرانی میپردازد یا در کتاب تمهید المستقر و التحلیل و التقطیع، که در اخترشناسی است، از چگونگی به دست آوردن شاخصها گوناگون اخترشناسی در 3 مکتب یونانی، هندی و ایرانی و میزان تاثیرپذیری دانشمندان گوناگون از آنها سخن میگوید. از این رو، بررسی نوشتههای او راه تازهای برای پژوهشگران تاریخ علم گشوده است تا دگرگونی علم را طی سدههای دراز پیگیری کند. برای نمونه، اشاره او به گردهمایی اخترشناسان دوران انوشیروان برای تصحیح زیج شاه، پژوهشگران تاریخ علم را از وجود دستکم دو نگارش از زیج شاه آگاهی داده است.
از دیگر ویژگیهای پژوهشی بیرونی آشنا بودن به چند زبان است. او فارسی، ترکی، عربی، عبری، سریانی و سانسکریت را بهخوبی میدانسته و با زبان یونانی نیز آشنایی داشته است. او بهخوبی دریافته بود که برای پژوهش در فرهنگ مردمان و دانش تمدنهای گوناگون، باید نخست زبان آنان را فراگرفت و بهرهگیری از مترجم یا کتابهای ترجمه شده، در پژوهشهای دقیق چندان راهگشا نیست. از این رو، نخستین کاری که در سفر به هند کرد، یادگیری زبان سانسکریت بود و چنان که خود گفته است آن را به دشواری اما با پشتکار یاد گرفت:"پس از به خاطر سپردن یک کلمه، چون آن را تکرار میکردم و کوشش فراوان به کار میبستم که حرفهای آن از مخرج خود ادا شود، باز هندیان نمیفهمیدند چه میگویم. بهناچار از نو کوشش میکردم که درست تلفظ شود." سرانجام، در آن زبان چنان مهارت یافت که چند کتاب را از سانسکریت به عربی ترجمه کرد و بنا به نوشته برخی نویسندگان، چند کتاب را نیز از یونانی به سانسکریت بازگرداند.
متاسفانه گنجینهء گرانبهای آثار و کتب ریاضی دانان قبل از اسلام در میان جنگهای مختلف و در چپاول یا غارت و آتش سوزی ها و جزیه گرفتنها از بین رفته و آنچه که از دستبرد زمانه باقی مانده بود در زمان حملهء اعراب و مغول تاراج و نابود گردید . فقط اغلب در لابلای کتابهای انگشت شمار و رسالات جسته و گریخته و سنگ نبشته ها آثاری عمیق و ارزنده که واقعا مایه تعجب و تفکر است مشاهده می شود .
بیرونی نخستین تحریر آثار الباقیه را به سال ۳۹۱، هنگامی که درگرگان و در خدمت امیر "شمس المعالی قابوس بن وشمگیر زیاری" (۳۸۸-۴۰۳) به سر می برده، به نام او نوشته، سپس تحریری دیگر از آن را با اضافاتی پرداخته است.
کتاب مشتمل است بر مقدمه و بیست و یک فصل، به ترتیب در: ماهیت شب و روز، ماهیت آغاز آنها، ماهیت سال ها، چگونگی مبداءهای تاریخی و تقویمی، اختلافات عقاید ملل راجع به ذوالقرنین، در چگونگی ماه های مبادی تاریخ، در چگونگی تاریخ شناسی ها و ازمنه سلاله های شاهان، ادوار سال ها و مبادی آنها، شهور و سنوات یهودیان، مبادی پیامبر نمایان و جماعات منسوب به آنها، اعیاد مشهور ایرانیان و سغدیان و خوارزمیان، ایام تقویم یونانی که با دیگر ملل مشترک است، اعیاد و ایام روزه داری در ماه های یهود، اعیاد و ایام تقویم سریانی مربوط به مسیحیانی ملکایی، اعیاد و ایام روزه مشابه و منطبق با مسیحیان، اعیاد مسیحیان نطوری و ایام فطر آنها، اعیاد مجوسان قدیم و روزه و فطر صابئان، اعیاد عرب، اعیاد مسلمانان، منازل قمر و طلوع و غروب آنها.
روش بیرونی در بحث و بررسی این مسائل و مطالب، چنان که طریق معهود اوست، مقرون به نگرش انتقادی و اهتمام در تصحیح مبادی تاریخی و ارقام تقویمی ضمن مقایسه و مطالعه تطبیقی آنهاست. "الآثار الباقیه" متضمن فواید دیگر از جمله شرح برخی اساطیر اقوام قدیم، جوانب اجتماعی و مذهبی آنها، داده های تاریخی گران بها که در برخی از مقوله خبر واحدند، نگره های مؤلف در زمینه تکامل نوعی، تبدلات و جز آنهاست.
منابع کتاب خواه کتبی خواه شفاهی، بالجمله دست اول است ولی متاسفانه شماری از مآخذ مؤلف، امروزه در دست نیست. در خصوص تواریخ یهودیان و مسیحیان، علاوه بر متون اصلی به زبان عبری سریانی، از اطلاعات و اقوال دانشمندان یهود و نصارای هم عصر خود، به ویژه آنچه از تقریر دوستانش "ابوالخیر خمار" و "ابوسهل مسیحی" حاصل کرده، بهره ی بسیار برده است.
اما طبع و تصحیح متن عربی کتاب بر اساس سه نسخه خطی- دو نسخه از قرن یازدهم اولی مورخ ۱۷۹ و دیگری مورخ ۱۲۵۴- به همت "ادوارد زاخانلو آلمانی" ۱۸۴۵-۱۹۳۰ صورت پذیرفته که با مقدمه ای مبسوط، به سال ۱۸۷۸ در لایپزیک چاپ و نشر شده است. آن گاه خود زاخائو کتاب را به انگلیسی ترجمه کرده و با مقدمه و تعلیقات، تحت عنوان "تاریخ شناسی ملت های کهن" به سال ۱۸۷۹ در لندن طبع و منتشر کرده است.
ترجمه فارسی آلاثار الباقیه به قلم "اکبر داناسرشت" در ۱۳۲۱ ش طبع و نشر شده است. اما طبع زاخائو از کتاب بر حسب نسخه های اساس، دارای سقطات چندی است که خود به آنها وقوف یافته و اشاره کرده است. بعدها، کارل گابریس این افتادگی ها را از روی اقدام نسخ (۶۰۳) موجود در کتابخانه عمومی استانبول، استخراج و در مجموعه "اسناد اسلامی چاپ نشده" طبع و نشر کرده که جداگانه هم در ایران به طریقه افست چاپ شده است.
نسخه نفیس دیگری از کتاب به خط ابن الکتبی معروف( تاریخ کتابت۷۰۷) متعلق به کتابخانه دانشگاه ادینبره، در انگلستان است. این نسخه دارای ۲۵ تصویر و نقاشی مجالس کتاب است و بی گمان، برای کتابخانه ربع رشیدی و خواجه "رشید الدین فضل الله همدانی" وزیر در تبریز، تحریر و تصویر شده است. نسخه سالم و صحیح دیگری(تاریخ کتابت: ۸۱۳) از آلاثار الباقیه متعلق به کتابخانه "توپقاپی سرای" وجود دارد. اگر همهی کوششهای بیرونی را ذر نظرداشته باشیم شهامتی که وی کاوش در تاریخ وسرگذشت و گاهشماریهای سرزمینهای باستانی و.... را با همه مشگلات به عهده می گیرد، تنها همین کار بزرگ ایشان منابع تحقیق امروز را به ما نشان می دهد« قتیبه بن مسلم باهلی نویسندگان و هیربدان خوارزم را از دم شمشیر گذرانید و آنچه از کتاب و دفتر داشتند همه را طعمه آتش کرد و از آن وقت خوارزمیان امی و بیسواد ماندند و تنها اعتماد ایشان در نیازمندیهای تاریخ به نیروی حافظه است و چون زمان طولانی شد مورد اختلاف خود را فراموش کردند و آنچه را همگی برآن بودند در خاطر ها بماند . » آثار الباقیه ، صفحه 7
ابن خلدون آورده است :« زمانی که کتابهای ایران بدست عرب افتاد . سعدبن ابی وقاص به عمر بن خطاب در باره ترجمه آن کتاب ها نامه نوشت . عمر به او نوشت که آن کتابها را در آب افکند , چه اگر آنچه در آنهاست راهنمایی است , خداوند مارا به راهنماتر از آن راهنمایی کرده است و اگر گمراهی است خداوند ما را از شر آن محفوظ داشته است . پس آن کتابها را در آب یا آتش انداختند و بسیاری ا ز علوم ایرانیان که در آن کتب مدون بود از میان رفت و بدست ما نرسید. »
سلام
دوست خوبم وبلاگ زیبایی داری به وب سایت من هم یه نگاهی بنداز
www.suratak.com
سلام
دوست خوبم وبلاگ زیبایی داری به وب سایت من هم یه نگاهی بنداز
www.suratak.com
سلام
دوست خوبم وبلاگ زیبایی داری به وب سایت من هم یه نگاهی بنداز
www.suratak.com
سلام
دوست خوبم وبلاگ زیبایی داری به وب سایت من هم یه نگاهی بنداز
www.suratak.com
سلام
دوست خوبم وبلاگ زیبایی داری به وب سایت من هم یه نگاهی بنداز
www.suratak.com
سلام
دوست خوبم وبلاگ زیبایی داری به وب سایت من هم یه نگاهی بنداز
www.suratak.com
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه
به وبلاگ من حتما سر بزنید
خیلی توپه